غرور میتواند افراد را به نشان دادن عزت نفس «مفرط» سوق دهد. این به نگرشهای متکبرانه مرتبط است، که اغلب به عنوان یک سپر دفاعی در افرادی که در گذشته خود رنج کشیدهاند ظاهر میشود. بنابراین، کسانی که با غرور رفتار میکنند، اغلب در تشخیص اشتباهات خود و اقرار به آن مشکل دارند. این به یک نقص بزرگ تبدیل میشود، زیرا به طور قابل توجهی رابطه با افراد دیگر را پیچیده میکند. برخورد با افراد مغرور میتواند کاری دشوار و حتی دیوانه کننده باشد. در ادامه به برخی از خصوصیتهای افراد مغرور میپردازیم.
تمایل دارند خودشان را فریب دهند: خودفریبی ابزاری است که اغلب افراد مغرور از آن استفاده میکنند. با این روش فرد موفق میشود از خود در برابر واقعیتی که دوست ندارد، محافظت کند. بنابراین، دیدی از چیزهای تحریف شده و دور از واقعیت ایجاد میکند. با فریب دادن خود، افراد مغرور ممکن است احساس کنند قادر به انجام کارهایی هستند که در واقع فراتر از توانایی آنهاست و تواناییهای خود را بیش از حد ارزشگذاری میکنند.
آنها درگیریها را حل نمیکنند، در آن برنده میشوند: افراد مغرور در هنگام بروز اصطکاک و درگیری سعی نمیکنند با دیگران آشتی کنند. برعکس، به دنبال پیروزی هستند، زیرا این موقعیتها را نبردهایی میدانند که باید در آن حق با آنها باشد.
در صورت لزوم عذرخواهی نمیکنند: افراد مغرور هنگام ارتکاب اشتباه، عذرخواهی نمیکنند. در عوض، آنها حالت سفت و سختی را حفظ میکنند که از تشخیص اشتباهشان جلوگیری میکند. آنها معتقدند که این دیگران هستند که مسئول اتفاقاتی است که میافتد و منتظر میمانند تا طرف مقابل قدمی برای عذرخواهی بردارد. این کار اغلب باعث میشود که روابطشان به طور جدی آسیب ببیند، زیرا نمیتوانند آسیب وارد شده به دیگران را ترمیم کنند. بیشترین کاری که آنها میتوانند انجام دهند این است که خود را با استدلالهای مختلف توجیه کنند و نوعی عذرخواهی نصفه نیمه انجام دهند.
مکرراً دستاوردها و قابلیتهای خود را یادآوری میکنند: افراد مغرور میخواهند تصویر جامعی از خود داشته باشند. این باعث میشود که مرتباً دستاوردها و خصوصیتهای خود را به رخ بکشند. گاهی اوقات، آنها میتوانند برای تأیید دوباره خود در زمان حال به داستانهای گذشته متوسل شوند و همیشه سعی میکنند گفتگو را به سمت کارهای مثبتی که انجام دادهاند، آنچه به دست آوردهاند و... منحرف کنند.
درخواست کمک برایشان سخت است: افراد مغرور عقده ابرقهرمانی خاصی دارند، یعنی معتقدند قادر به هر کاری هستند و اعتقاد راسخ دارند که به هیچ وجه نیازی به دیگران ندارند و این برتری آنها را از درخواست کمک با وجود نیاز باز میدارد. برای آنها، درخواست کمک چیزی شبیه به ضعف یا کم ارزشی است. در برخی موارد، حتی ممکن است زمانی که شخصی به آنها کمک میکند، آزرده خاطر شوند.
نگرش مسلط را اتخاذ میکنند: افراد مغرور ممکن است نگرش سلطه جویانهای اتخاذ کنند که روابط با عزیزان را دشوار میکند. غرور باعث میشود که مطابق معیارهای خود عمل کنند و دیگران را نادیده بگیرند. آنها کارها را آن طور که صلاح میدانند انجام میدهند و طرز فکر خود را تحمیل میکنند و دیدگاههای دیگر را تحمل نمیکنند. در محل کار، میتوانند به عنوان مدیران مستبد عمل کنند، زیرا تصور میکنند که مهارتهایشان در حد کمال است و دیگران به سختی میتوانند به پایشان برسند.
نیاز به تأیید اجتماعی مستمر دارند: غرور باعث میشود که نیاز مبرمی به دیگران داشته باشند تا آنچه را که میگویند و انجام میدهند تأیید کنند، زیرا با این کار تصّور برتریشان بیشتر میشود. این میتواند آنها را به خودنمایی، نشان دادن دستاوردها و مشخصههای خود به دیگران سوق دهد تا به تحسین برسند. مشکل این است که بسیاری از اوقات این رفتار واکنش طرد شدن را در دیگران بیدار میکند که در شخصیت وی فردی متکبر را میبینند.
چگونه در مقابل یک فرد مغرور رفتار کنیم؟
اگر تمام قابلیتهایی که در موردشان صحبت کردیم شما را به یاد فردی در اطرافتان میاندازد، ممکن است از خود بپرسید که راه مناسب برای عمل چیست. اگرچه هیچ فرمول جادویی وجود ندارد، برخی توصیهها میتوانند کمک کننده باشند.
جنبههای مثبت آنها را هم بدانید: بله، غرور یک نقص است. با این حال، منصفانه نیست که یک فرد را طبق یکی از نقاط ضعفش تعریف کنیم. به خصوصیات دیگری که آن شخص دارد و اینکه چه چیزهای مثبتی برای شما به ارمغان میآورد فکر کنید. همه ما چیزهایی برای بهبود داریم و شناخت خوبیها نیز به ما کمک میکند با صبر و محبت بیشتری با آن شخص رفتار کنیم.
محدودیتها را تعیین کنید: اگر آن فرد مغرور با رفتار خود به شما صدمه میزند، مهم است که بتوانید احساسی قاطعانه در خود ایجاد کنید. به او بفهمانید که عذرخواهی نکردن یا قبول نکردن اشتباهاتش به شما آسیب میزند و پیشنهاد پیدا کردن راههایی برای حل این وضعیت را بدهید. اگر آن شخص آماده تغییر یا پیشرفت نیست، شاید باید تا حد قابلیت از وی فاصله بگیرید.
سعی کنید دلیل رفتار آن شخص را درک کنید: این بدان معنا نیست که شما باید کاری را که شخص مغرور انجام میدهد توجیه نموده یا از آن چشم پوشی کنید. با این حال، این کار میتواند به درک اینکه فرد دارای چه سابقهای است که ممکن است بر رفتار فعلی او تأثیر بگذارد، کمک کند.
بپذیرید که نمیتوانید آن شخص را تغییر دهید: این نکته بسیار مهم است، زیرا بسیاری از اوقات ما به عنوان نجات دهندهای عمل میکنیم که به دنبال رهایی دیگران از آنچه هستند یا آنچه برایشان میافتد هستیم. در حالی که ما میتوانیم به آن شخص کمک کنیم تا از جهاتی پیشرفت کند، تغییر کل شخصیت او غیرممکن است.
به چیزی که شما را آزار میدهد اشاره کنید: مهم است که به اهمیت اشاره کردن به آنچه در آن لحظه ما را در مورد دیگری آزار میدهد توجه کنید. نگه داشتن چیزی که ما را آزار میدهد و خالی کردن ناگهانی آن پس از گذشت زمان فقط باعث میشود که فرد مغرور پیام را بدتر دریافت کند و خود را به عنوان یک قربانی تلقی کند.
برآیند گیری
وقتی فردی در اطراف ما این گونه رفتار میکند، مهم است که بپذیریم که تغییر شخصیت او مسئولیت ما نیست. علاوه بر این تعیین محدودیتها و قاطعیت و علاوه بر این درک زمینه و تاریخچه زندگی که ممکن است فرد را به این روش سوق داده باشد، کلیدی است. به جای انباشته شدن چیزهایی که ما را آزار میدهد، مهم است که به آنچه در لحظه ما را در مورد دیگری آزار میدهد اشاره کنیم تا او تصمیم بگیرد که آیا میخواهد آن را تغییر دهد یا خیر. در حالت دوم، برای مراقبت و محافظت از خود باید فاصله گرفتن از شخص مغرور را در نظر بگیریم.
در ادامه ببینید؛
۱۲ جمله برای خلع سلاح یک آدم خودشیفته
خصوصیات افراد خودبین و خودخواه چگونه است
۱۰ علتی که چرا بعضی از آدمها خودخواه هستند
برچسب:
نویسنده: فاطمه مقدم